![]() |
![]() |
|
| خدا زندگی عشق |
|
کدام گوشه دنیا نهفته روی چو ماهت الاه من ز که پرسم نشان یوسف چاهت چه قدر ناز غزل را کشیده ام که سراید تمام سوز دلم را ز دور دست نگاهت به کوچه های عبور چه قدر آب بپاشیم یواشکی من و این چشم های مانده به راهت هنوز می رسد از لا به لای این تقویم صدای ندبه وزاری ز جمعه های پگاهت شکسته بال عروجم ز تیر های معاصی خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت نجمه امامی |
|
به تو نگاه میکنم می دانم که تنها نیاز مند یک نگاهی تا به تو دل دهد آسوده خاطرت کند بگشایدت تا به در آیی . من پاپس میکشم ودر نیمه گشوده به سوی تو بسته میشود/ |
|
من گم شدم تو اینه ای گم نمی شوی وقتش شده بیایی و پیدا کنی مرا این بار با نگاه کریمانه ات ببین شاید غلام خانه زهرا کنی مرا کوچک همیشه دور زلطف بزرگ نیست قطره شدم که راهی دریا کنی مرا |
|
پس از سفر های بسیار وعبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیز بر انم که در کنار تو لنگر افکنم بادبان بر چینم پارو افکنم سکان رها کنم به خلوت لنگر گاهت آیم و در کنارت پهلو گیرم.آغوشت را باز یابم .استواری امن زمین را زیر پای خویش احساس کنم
|
|
می خواهم اب شوم در گستره ی افق آنجا که دریا به آخر میرسد وآسمان آغاز می شود. می خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم. حس می کنم ومی دانم دست می سایم ومی ترسم.باور نمی کنم و امیدوارم که هیچ چیز با آن به عناد بر نخیزد. می خواهم آب شوم در گستره ی افق
|
|
علمی که از قلم آید پیداست که از آن چه خیزد.علم آنست که از "الله" بر بنده ریزد.یکی هفتاد سال علم آموخت چراغی نیفروخت.یکی همه عمر فقط یک حرف شنید همه را از آن بسوخت....
|
|
صفحه نخست آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آمار وبلاگ |
|
تعداد آنلاین : 2 بازدید امروز : 1 بازدید دیروز : 8 بازدید هفته : 11 بازدید کل : 312 |
| خبرنامه |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
1389 |
| جعبه پیام |
|
|
|
RSS
|